
نوشـته یا ننوشته غزل نمـای تـوئم
بمـانـی و بروی باز هم برای تـوئم
کمی کنار بیا با منـی که از ته قلبـღ
همیشه رام نگاه پُر ادعـای تـوئم
چه در خیـال و چه خواب و میان خاطره ها
به هـر بهانه به دنبال رد پای تـوئم
بیا و هق هق من را شبـی تماشا کن
که انعکـاس غـریبانه ی صدای تـوئم
دلم گرفته و بغضـم نمی شود آرام
چقــدر عاشق گریه به شانه های تـوئم
به جـز تــو با همه دنیا غریبگی کردم
چـرا تــو منکر آنی که آشنای تـوئم ؟!
بیا و کار دلــم را به ناکجا نکشان
که مشتری شده ام باز و در فضـای تــوئم ...
نظرات شما عزیزان:
|